چهارشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ۰۸:۲۷ ب.ظ
معرفی 10 ترجمه فارسی جذاب و ماندگار از ابتدا تا اکنون
به قلم: مهدی تسلطی
ترجمه، دریچه ورود به جهان دیگرگونی از اندیشه، سبک زندگی، تاریخ، سیاست و شیوه حکمرانی و... است. همپای تاریخ ترجمه در هر جای جهان که پیش برویم تغییرات شگرفی را که این تجربه ناب بشری به وجود آورده است به وضوح خواهیم دید. از اروپای غربی تا آمریکای شمالی ، از آفریقا تا خاورمیانه و تا استرالیا، هر گاه که پیشرفتی در امری پدید آمده است، قطعا تجربه ترجمه در صورت های گوناگون پیش از آن بذرهای آن را پاشیده بوده است.
در ایران نیز تجربه روشنفکران و متفکران از زیست یا آشنایی با دنیای غربی که بسیار متفاوت از ایران دوران قاجار بود و ترجمه افکار و رمان ها و سرگذشتنامه ها به فارسی، سبب ساز تغییرات شگرفی در ذهن و جان مردمان و شاهزادگان را فراهم ساخت. ترجمه به عنوان فعالیتی بین الاذهانی، ایرانیان را با دنیایی مواجه می ساخت که تماما با دنیای خو گرفته و مالوف آنان متفاوت بود.
اولین سفرنامه های ایرانیان به غرب که تحت عنوان «حیرت نامه» ذکر می شد، تلنگرهایی به وجدان زنگار گرفته ایرانیان وارد می کرد و بعد از آن ترجمه ی فارسی افکار و کتابهایی که به تعبیری زمینه ساز پیشرفت غربیان شده بود، فضا را برای ایجاد تردیدهایی علیه وضع موجود فراهم نمود. در دوران قاجار و در زمان ناصرالدین شاه بود که به تدریج وزرات انطباعاتی شکل گرفت و اشخاصی نظیر اعتماد السطنه و همکارانش وظیفه ی ترجمه متن هایی به فارسی را به عهده گرفتند. ابتدا این متن ها سرگذشتنامه های بزرگانی نظیر ناپلئون بود و بعد از آن بود که ترجمه از ملک طلق دربار و انحصار متون علمی و فنی و سرگذشت نامه درآمد و افراد دیگری نیز نظیر عبداللطیف طسوجی، میرزا حبیب اصفهانی، محمد طاهر قاجار و... به ترجمه رمان هایی نظیر سه تفنگدار، حاجی بابای اصفهانی، هزار و یکشب، ژیل بلاس، نمایشنامه های شکسپیر نظیر اتللو و... پرداختند و مردم با سواد را با این آثار گرانقدر آشنا نمودند.
با وقوع انقلاب مشروطه نظیر همه حوزه ها در حوزه ترجمه نیز به تدریج اتفاقات شگفتی در حال روی دادن بود و تصویر و تصور مردم از جهان پیرامونشان با سرعت هر چه بیشتر در حال فرو ریختن و ساخته شدن می نمود. با شروع دهه 30 شمسی است که مترجمان متفاوت اندیشی نظیر محمد قاضی و نجف دریابندری کار خود را به شکل عمیق تر و بنیادی تری در حوزه ترجمه شروع کردند. این مترجمان تازه نفس، تصوری حرفه ای تر و جامع تر نسبت به ترجمه داشتند و با رشد ناشران حرفه ای تر، از این طریق امرار معاش می کردند.
باری، قصد ما در این مقدمه ی کوتاه مرور تاریخ ترجمه نیست؛ چرا که این امر بسیار گسترده تر از یک یادداشت به نظر می رسد. به مناسبت روز جهانی ترجمه، ده ترجمه ی ماندگار از ده مترجم نام آشنا را برگزیده ایم که البته همچنان مورد خوانش اکثریت کتابخوانان قرار دارد. قطعا جای مترجمان دیگری نیز در این لیست خالی است که البته ویژگی خاص انتخاب ده اثر، حذف عده ای از مترجمان نامدار دیگر است که پیشاپیش بخاطر غیبت نام آنان در این لیست عذرخواهی می کنیم.
1- هزار و یکشب، عبداللطیف طسوجی
کمتر کسی را می توان یافت که دست کم نام این اثر بی بدیل و تکرار ناشدنی شاهکار ادبیات جهانی را نشنیده باشد.
کتاب فوق عنوان اثری تخیلی و تاریخی است که هزار و یک داستان مهیج و بی نظیر دارد. کتاب حاضر در سه جلد به نگارش در امده است و قصه اصلی در هند و چین اتفاق می افتد.
هزار و یک شب داستان سلطان شهریار است که همسرش به وی خیانت کرده و او در پی خاموش کردن آتش خشم و انتقام خود هر شب دختری را به نکاح خود در می آورد و به صبح نرسیده دستور قتل وی را صادر می کند، تا جایی که دیگر دختری در شهر باقی نمی ماند. و بلاخره نوبت به شهرزاد، دختر وزیر دربار شهریار می رسد. شهرزاد اما با افسون قصه گویی خود هر شب سلطان را شیفته ترمی کند و شهریار در پی شنیدن ادامه قصه فرمان قتل را به تعویق می اندازد. شهرزاد اما چنان شهریار را واله وشیدا می کند که در پایان شب هزار و یکم همسر او می شود.
هزار و یک شب را داستانی ترکیبی از اصالت هند و فارس و عرب می دانند و قصه ها هر شب با این جمله که "چون قصه بدینجا رسید بامداد شد و شهرزاد لب از داستان فرو بست" به پایان می رسد.
کتابی که در حال حاضر موجود است ترجمه عبد الطیف طسوجی تبریزیست که در زمان قاجار از عربی به فارسی برگردانده شده است و مورد استقبال بسیار زیادی هم در دربار و شاهزادگان و هم در میان مردم قرار گرفت به نحوی که می توان آن را اولین اثر مکتوب مبتنی بر داستان دانست که بین مردم دست به دست می چرخید.
البته موفقیت این رمان در زبان فارسی را علاوه بر جذابیت طنازانه ی متن اصلی، باید در ترجمه ی آزادانه ی عبداللطیف طسوجی دانست.
ملا عبداللطیف طسوجی هزار و یک شب را در سال 1259 از عربی به فارسی برگرداند و سروش اصفهانی اشعار عربی آن را به نظم فارسی درآورد. خوشنویسی و کتابآرایی این اثر در مجمع الصنایع ناصری، آن را از آراستهترین نسخخطی دوره قاجار ساخته است. علاوه بر آن ارزش ادبی ترجمه هزار و یک شب به حدی است که برخی صاحبنظران آن را همراه با سرگذشت حاجیبابا اصفهانی و ژیل بلاس ترجمه میرزا حبیب اصفهانی و اتللو، چهار ترجمه برجسته ادبی دوره قاجار میدانند.
2- حاجی بابای اصفهانی، جیمز موریه، میرزا حبیب اصفهانی
این رمان که نوشته جیمز موریه مامور سیاسی دولت انگلستان در ایرانِ زمان فتحعلی شاه است، یکی از نخستین رمانهایی است که در مورد شرق راز آلود از جانب غربیان نگاشته شده است و به علت نثر جذاب و طنزِ نوشته و قدرت نویسنده در روایت و تصویر پردازی و همچنین در آوردن رمان مطابق با دید کلی غربیان به شرقیان، بشدت مورد استقبال قرار گرفت.
این رمان بعدها و در دستگاه دیوان سالاری استعماری انگلستان در اقناع اذهان عمومی نسبت به عقب افتادگی شرقیان و ایرانیان و نامتمدن بودن آنها نقش پررنگی را بازی کرد و سبب ساز تسلط این ایده شد که شرقیان به خودی خود نامتمدن و عقب افتاده و وحشی هستند و غربیان بنا به وظیفه انسانی خود باید نسبت به متمدن سازی این اقوام و من جمله ایرانیان اقدام نمایند.
اما به غیر از این ابعاد استعماری که این رمان در انگلستان پیدا کرد، در ایران این نوشته با ترجمه شاهکار و درخشان میرزا حبیب اصفهانی به ایرانیان شناخته شد و کارکردی منتقدانه نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم و حتی شیوه حکومتداری ایرانیان پیدا کرد.
حاجی بابای اصفهانی که خواندنش همچنان بسیار جذاب و هیجان آور است، داستانِ فردی به همین نام را روایت می کند که موریه در مقدمه کتاب آن را واقعی می داند. البته امروزه بر سر صحت این ادعا تردیدهای جدی وجود دارد و تقریبا قطعیت وجود دارد که این نوشته، رمانی است پرداخته ی ذهن جیمز موریه و ناشی از شناختش از ایران و ایرانی.
این کتاب 80 قصه دارد که در هر یک از آنها سرگذشت اتفاقاتی که برای حاجی بابا می افتد روایت می شود. از کارهایی نظیر دلاکی و سقایی و راهزنی و تجارت گرفته تا نهایتا منشی گری در دربار پادشاه ایران. حاجی بابا تمام این مراحل را با خصایصی نظیر دروغگویی، دورویی، چاپلوسی، دزدی و... پشت سر می گذارد و این صفات و ویژگی هاست که نشانه ای رفتارهای ایرانیان در نظر گرفته می شود.
میرزا حبیب مترجم این کتاب، نویسنده و صاحبنظری ادبی است که برای نخستین بار دستور زبان جدید برای زبان فارسی تدوین می کند. میرزا حبیب به غیر از این، در زمان تبعید خودخواسته و البته اجباری به استانبول، نمایشنامه «مردم گریز» مولیر، «ژیل بلاس» اثر رنه لوساژ و «حاجی بابای اصفهانی» اثر جیمز موریه را به فارسی بر می گرداند.
وی به زبان های ترکی، عربی، فرانسه و انگلیسی مسلط بود و در ترجمه از روش ترجمه ی آزاد استفاده می کرد. ترجمه های وی شاهکارهایی هستند که هنوز بعد از 150 سال می درخشند، چرا که وی علاوه بر زبان مقصد، به زبان فارسی و ضرب المثل ها و حکایات و لطایف آن بسیار مسلط بود و در این زمینه جزء نوادر دوران خود و حتی ادوار بعدی محسوب می شود. دوستی وی با بزرگانی نظیر میرزا آقاخان کرمانی، سید جمال الدین اسدآبادی، شیخ احمد روحی و... نیز در این غنای ترجمه تاثیرگذار است.
ترجمه های میرزا حبیب به قدری از فارسی غنی هستند که حتما در تمام لیستهای بهترین ترجمه های فارسی حتما باید از یکی از این آثار نام برده شود.
3- دون کیشوت، سروانتس، محمد قاضی
شروع کننده رمان، بهترین رمان تمام ادوار، بهترین کتاب اسپانیایی زبان، بهترین نمونه ی رمان پیکارسک، تاثیرگذارترین رمان در بین تمامی نویسندگان بعدی، جزء پرفروش ترین آثار تمام ادوار و.... صرفاً نمونه توصیفاتی است که از این شاهکار ادبی تا کنون بیان شده است.
دون کیشوت اثر میگل سروانتسِ اسپانیایی در سالهای 1605 تا 1615 میلادی نوشته و در اسپانیا منتشر شد. نویسنده در این کتاب داستان فردی را به تصویر می کشد که بر خلاف سنت آن زمان، که خواندن سرگذشت شوالیه ها ممنوع بود، به خوانش این آثار مشغول است و به تدریج درنتیجه ی مطالعه زیاد و خواب اندک، دچار توهم می شود. این توهم که کتاب بعد از این سرگذشت آن را به تصویر می کشد این است که شخصیت اصلی داستان، خود را جای یکی از همین شوالیهها میبیند و دشمنانی فرضی در برابر خود میبیند که اغلب،کوهها و درختها هستند. «دُن کیشوت» پهلوان پنبه ی بی عرضه ای است که به جنگ امور وهمی می رود و خود را شکستناپذیر میپندارد.
داستان این پهلوان پنبه که از قضا مخالف زور و ستم و به دنبال اصلاح اشتباهات دنیا است، در موقعیت زمانی ای روایت می شد که آن را به شدت مهمش ساخت. این اثر زاده ی دورانی است که فرهنگهای گوناگون درهم آمیختهاند. ردپای همه ی اختلافنظرها، تضادها و کشمکشهای اروپا قرن شانزدهم میلادی را میشود در این رمان دید. سروانتس در زمانهای دنکیشوت را خلق کرد که تغییرات دوران، روایات جدیدی از جهان را در کنار روایتهای موجود گذاشت و فرهنگهای گوناگون در عرصههای مختلف با یکدیگر مواجه شدند.
این رمان در ایران برای نخستین بار توسط محمد قاضی از فرانسوی به فارسی ترجمه شد. کیفیت ترجمه و میزان تسلط قاضی به زبان مبدا و مقصد به حدی بود که در سال چاپ دوره ی کامل دن کیشوت، توانست از دانشگاه تهران جایزه ی بهترین ترجمه ی سال را دریافت نماید که این برای مترجمی با اولین آثار، افتخاری بس بزرگ بود.
4- پیرمرد و دریا، ارنست همینگوی، نجف دریابندری
رمان «پیرمرد و دریا» اثری از نویسنده ی شهیر آمریکایی، ارنست همینگوی است که در سال 1952 منتشر شده است.
در این داستان مشهور که به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده و فیلمهای زیادی براساس آن تولید گردیده است با پیرمردی کوبایی با نام سانتیاگو روبرو هستیم که زندگی روتین، خالی و پوچش، هیچ امر هیجان انگیز و معنابخشی ندارد و روزها برای صید ماهی می رود و دست خالی بر می گردد. اما در روز مهم داستان، صیدش یک نیزه ماهی غول پیکر می شود و وی علی رغم نداشتن امکانات مناسب در تلاش است تا این ماهی را که شهره ملوانان است صید کند.
پیرمرد این داستان یگانه هدف زندگی خود را شکار این ماهی بزرگ قرار داده است و سعی دارد با این شکار برای همیشه نامش را جاودان کند و در آرامش خانواده، باقی زندگی خود را سپری نماید اما این صید به این سادگیها هم نیست و ماجراهای زیادی در این چالش بزرگ در انتظار او است...
نگاشتن این رمان که ضرب آهنگی خاص خود دارد و موتیف های آثار همینگوی نیز در آن تکرار شده است را می توان آخرین اثر باشکوه همینگوی نامید. این اثر بود که بالاخره آکادمی نوبل را اقناع کرد که جایزه ادبی نوبل سال 1954 را به همینگوی بدهند و همچنین جایزۀ معتبر ادبی پولیتزر را نیز باید به سیاهه افتخارات این کتاب اضافه نمود.
داستان ترجمه این اثر نیز به همین میزان جذاب است. نجف دریابندری اولین کار ترجمه خود را با کتاب «وداع با اسلحه» ارنست همینگوی شروع کرد. چاپ این کتاب با کودتای 28 مرداد سال 1332 همزمان می شود و وی در سال 1333 با حکم اعدام به زندان می افتد. بعد از مدتی حکم اعدام وی به حبس ابد و بعد به 4 سال زندان تقلیل می یابد. علت دستگیری وی مشارکت در فعالیت های سیاسی حزب توده بود.
وی در زندان کتاب عظیم « تاریخ فلسفه» از برتراند راسل را ترجمه می کند که همچنان نیز جزوآثار جذاب در این حوزه به شمار می آید. بعد از زندان، وی به کلی از فعالیت سیاسی دست می کشد و به عنوان سرویراستار نشر معتبر فرانکلین مشغول به فعالیت می شود و در این زمان است که «پیرمرد و دریا» را نیز ترجمه می کند.
دریابندری در ترجمه ی این اثر نه تنها روح کلی اثر را منتقل می سازد بلکه با انتخاب زبان، کلمات و لحنی که شبیه داستان اصلی باشند، ضرب آهنگ داستان را حفظ می کند و خوانش اثر را به امری هیجان انگیز و نفس گیر بدل می سازد.
نجف دریابندری در ترجمه، دردانه ای است که نشان دهنده اهمیت و سختی کار ترجمه است. امروزه و در زمانی که همه با گذراندن چند ترم کلاس زبان و به مدد گوگل ترنسلیت و نرم افزارهای ترجمه، ادعای مترجم بودن دارند، حتما باید افرادی نظیر دریابندری را بزرگ داشت تا همچنان فرق خر مهره و گوهر مشخص باشد.
5- صدسال تنهایی، گابریل گارسیا مارکز، بهمن فرزانه
«اگر حقیقت داشته باشد که می گویند رمان مرده است یا در حال مردن است، پس در این صورت همگی از جا برخیزیم و به این آخرین رمان سلام بگوییم»
جمله ای از «ناتالیا گینزبورگ» نویسنده ی ایتالیایی که بر تارک کتاب «صدسال تنهایی» می درخشد، به تمامی حقیقت تابناک این کتاب را معرفی می کند.
صدسال تنهایی را یکی از برترین رمان های قرن بیستم یا شاید برترینشان در نظر گرفته اند. کتابی که همه رقم موفقیتی را تجربه کرده است؛ از جایزه نوبل سال 1982 تا ترجمه به بیش از 30 زبان و فروش بیش از 30 میلیون نسخه در سراسر جهان و از آن مهمتر اقبال همزمان عموم مردم در همه جهان و منتقدان.
چاپ نخستین کتاب در سال 1967 در تیراژ هشت هزار نسخه و در آرژانتین منتشر شد و تمام نسخه های کتاب در همان هفته اول فروش رفت.
در این رمان به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا پرداخته شدهاست که نسل اول آنها در دهکدهای به نام ماکوندو ساکن میشود. بخش اعظم داستان شرح زندگی و فعالیتهای سرهنگ آئورلیانو بوئندیا است. شخصی که بخاطر کنش های سیاسی اش تحت پیگرد بوده ولی بارها از مرگ و اعدام گریخته و بدل به نوعی نماد شده که باید زنده بماند و عذاب بکشد تا پل بین سنت و مدرنیته در شهر خیالی ماکوندو باشد.
به اعتقاد بسیاری، مارکز در این کتاب سبک رئالیسم جادویی را ابداع کرده است. داستانی که در آن همه ی فضاها و شخصیتها واقعی و حتی گاهی حقیقی هستند، اما ماجرای داستان مطابق روابط علّی و معلولی شناخته شده ی دنیای ما پیش نمیروند.
این کتاب مشهور در سال 1353 با ترجمه ی روان و خوب بهمن فرزانه به فارسی برگردانده شد. بهمن فرزانه که به زبان های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی و اسپانیایی تسلط داشت، در جوانی برای تحصیل معماری به ایتالیا می رود که این رشته باب میلش نیست و آن را رها می کند و به مدرسه ی عالی مترجمی زیر نظر سازمان ملل می رود.
او درباره آشنایی خود با رمان صدسال تنهایی گفته است: "یادم میآید تقریبا یک سال قبل از اینکه ترجمه "صد سال تنهایی" به فارسی منتشرشود به خانهی یکی از دوستام در جمهوری دومینیکن رفتم، وقتی وارد میشدم یک نفرهم از در بیرون میآمد، نشستم و دوستم پرسید که میدانی این چه کسی بود؟ پاسخ دادم خیر، توضیح داد که این گابریل گارسیا مارکز است که رمانش به نام 'صد سال تنهایی' به ایتالیایی ترجمه شده است، بعد هم من کتاب را گرفتم خواندم و از آن خیلی خوشم آمد که سرانجام هم ترجمه شد." بنابراین، دیدار فرزانه با مارکز سه ثانیه هنگام خروج مارکز بوده است(مجله مهرنامه)
6- چنین گفت زرتشت، فردریش نیچه، داریوش آشوری
«چنین گفت زرتشت» اثر فیلسوف نابغه ی آلمانی است. فیلسوفی که مثل سیلی مهیب تمام ساختمان عظیم متافیزیک را بر افکند و با خود برد. نیچه در این کتاب که آن را مشهورترین و محبوب ترین اثر نیچه خوانده اند مفاهیم مهم و عمیقی نظیر «بازگشت جاودان»، «ابر انسان»، و «مرگ خدا» را مطرح می کند. مفاهیمی که در سایر آثار این فیلسوف نیز بعدها تکرار شدند و تاثیر شگفت انگیزی در تاریخ فلسفه قرن نوزدهم و بیستم بر جای گذاشت.
شخصیت اصلی این داستان فلسفی نیچه، زرتشت(که نام وی الهام گرفته از پیامبر باستان ایران است) است که بعد از سالها انزوا به سمت مردم می آید تا آن ها را از حقیقتی بنیادین آگاه سازد؛ مردمی که شعبده ی بندبازی ماهر آن ها را بیشتر به وجد می آورد تا شنیدن حقیقت.
کتاب چنین گفت زرتشت به تعبیر خود نیچه «جان آدمی را بیدار میکند و با او در سخن میآید. جان آدمی برتر از عقل و احساس اوست و آن گرهگاهیست که در آن عقل و احساس با هم میآمیزند و به مرتبهای والاتر برکشیده میشوند؛ و در آن مرتبه است که جانِ بیدار پدیدار میشود که با جهان از درِ سخن درمیآید و مشکل او نه چیزهای گذرای جهان و روزمرّگی زندگی، بلکه مسئله ی جاودانگی و بیکرانگیست؛ راز هستیست. چنین کتابهایی میخواهند دری به روی جاودانگی و بیکرانگی باشند و انسان را از تنگنای جهان روزمرّه ی احساس و کوتهبینیِ عقل خودبنیاد برهانند. کتابهای مقدس چنیناند. کسی به جانمایه ی کلامشان راه میبرد که جاناش در پرتوِ آن کلام به روی جاودانگی و بیکرانگی گشوده شده باشد»
این کتاب بزرگ، ترجمه و مترجمی در خور شانش می خواست. داریوش آشوری چنین مترجمی بود و گویی برای برگرداندن کتاب های نیچه، انتخاب شده بود. داریوش آشوری زبان شناس، نویسنده،روشنفکر و مترجمی نام آشناست که از سهم بسزایی در تعمیق فرهنگ اندیشیدن انتقادی در سالهای اخیر دارد.
وی در طول سالها فعالیتش، تنوع بی نظیری را را تجربه کرده است. از تدوین و نگارش دانشنامه سیاسی و فرهنگ علوم انسانی تا مقالاتی در باب ماهیت زبان و زبان فارسی و اشعار حافظ و مدرنیته در ایران.
اما اغراق نیست اگر بگوییم آشوری با ترجمه چنین گفت زرتشت به ایرانیان بیشتر شناسانده شد. ترجمه وی از این کتاب، آنی است که باید باشد. هم روح فلسفی اثر را حفظ کرده و هم ادبیت و شاعرانگی آن را به بهترین شکل منتقل کرده و گرفتار زبان مغلقی به نام زبان فاخر نشده است.
آهنگین بودن عبارات، برابر واژه هایی زیبا و پارسی، حفظ لحن اثر، امانتداری به متن اصلی و عدم اضافه نمودن منویات خویش به اثر، فروتنی و غیاب مترجم در ترجمه و.... مواردی است که همگی نشان از پختگی زبان و اندیشه آشوری هنگام ترجمه این اثر دارد.
آشوری بقیه آثار نیچه را نیز به فارسی در آورده است، از «فراسوی نیک و بد» تا «غروب بت ها» و تبارشناسی اخلاق.